الشيخ أبو الفتوح الرازي

43

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

سنامش بر آمده نباشد ، يعنى چون وقت آن آيد كه خداى وعده داده است ، آن سدّ ( 1 ) دويست گز معارضهء صد ( 2 ) فرسنگ در طول ، و پنجاه در عرض ، چون زمين ساده ( 3 ) كند . * ( وَكانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا ) * ، و وعدهء خداى حق و درست و صدق است . * ( وَتَرَكْنا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ ) * ، و آنگه كه وعدهء خداى آيد ، ما خلقان را رها كنيم چون ( 4 ) مضطرب و مختلط گشته ، بهرى به بهرى در آميخته ( 5 ) ، زنان با مردان و هر جنسى با ناجنس ( 6 ) خود از دهش و حيرت . و معنى « ترك » از خداى امّا تخليه بود و امّا ( 7 ) وجدان ، چنان كه گويند : تركت القوم يقتتلون ( 8 ) اى وجدتهم كذلك ، و روا بود كه مراد تبقيه بود ، يعنى آن گروه را كه بميرانيده باشيم ، و بهترينهء وجوه آن است كه خبر ( 9 ) عن كونهم كذلك مختلطين مضطر بين كموج الماء . * ( وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ) * ، و بفرماييم تا در صور دمند ، و اين عند ظهور اشراط و علامات قيامت باشد . عبد اللَّه عمر و عبد اللَّه عبّاس گفتند : صور شبه سرو ( 10 ) است ، يك سر او در دهن اسرافيل و يك سر او در زير عرش . رسول - عليه السّلام - گفت : شب معراج كه مرا به آسمان بردند ، فريشته‌اى را ديدم چيزى در دهن بگرفته به مانند سرو گاو ( 11 ) ، و آن را چهل هزار سر بود در اقطار و جوانب عرش برفته و او پاى در پيش نهاده و پاى باز پس نهاده و چشم در زير عرش كشيده ، گفتم : يا جبريل ! اين كيست و چه كار را استاده است ؟ گفت : اين اسرافيل است ، از آنگه [ كه ] ( 12 ) خداى تعال ياو را بيافريد استاده است منتظر فرمان خداى ( 13 ) تا كه گويد كه ( 14 ) در صور دم . ابو عبيده گفت : صور ، جمع صورت باشد من باب تمر و تمرة ، و مراد به نفخ ، نفخ

--> ( 1 ) . آط در . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : در هوا و صد . ( 3 ) . آط ، آب : چون سپاره ، آز : چون پاره پاره . ( 4 ) . آط موج . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها : در شده . ( 6 ) . آب ، آز : با جنس ، آط ، آج ، لب : با جنسى . ( 7 ) . آط ، آج ، لب به . ( 8 ) . آج ، لب : تقتلون . ( 9 ) . همهء نسخه بدلها بود . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها : سروى . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : مانند گاو . ( 12 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آط ، و اتّفاق نسخه بدلها ، افزوده شد . ( 13 ) . همهء نسخه بدلها : خداست . ( 14 ) . آب ، آط ، آج ، آز : تا كى گويد او را كه .